فی الواقع

کنار خیابون ایستاده بودم منتظر . اس ام اس اومده بود که پنج دقیقه دیگه میرسه . یه آهنگ پنج دقیقه ای پلی کردم و گذاشتم تو گوشم و به خودم قول دادم تا تموم شدن آهنگ میرسه . به خودم که اومدم دیدم دارم اهنگ و میزنم جلوتر تا زودتر تموم بشه و اون هم زودتر برسه .
اگه این کوچیکترین صورت مسئله تو زندگی من باشه من همین قدر احمقانه دارم حلش میکنم . پس از صورت مسئله های بزرگتر و حیاتی تر حرف نزنیم که حماقتشون به نسبت خیلی بزرگ تر میشه .