فی الواقع

اون خیلی احمق بود .

هر وقت فکر میکرد یه کار خوبی کرده بغض میکرد . غصه ش میگرفت . اشکاشو پنهونی میریخت و دلش به حال خوبیاش میسوخت .احمق بود . نبود؟