فی الواقع

اون هر وقت از چیزی ناراحت و غمگین و یا حتی عصبانی بود دلش میخواست بالا بیاره . فکر میکرد اینجوری حسای بدش رو هم بالا میاره و تموم میشن و میرن .

هر وقتم حالت تهوع داشت از دست همه چی و همه کی ناراحت و غمگین و عصبانی بود. 

تهوع رابطه ی مستقیمی با زندگی اون داشت . 


+من که سفت زدم مونده خب هنوز کبودیش

    لیتو_میام بالا سرت