فی الواقع

قسمت 21 ماه عسل 96:

تمام مدتی که داشتم این برنامه ماه عسل و میدیدم بدون اغراق خنده از صورتم نمیرفت . تجربه ها و حرفاشون قشنگ بود و خنده های احسان خنده ساز تر . 

ولی به خودم که اومدم و بیشتر که فکر کردم دیدم اونا چهار تا آدم پا به سن گذاشته ای بودن که مطمئنا واسه خندیدن من و امثال من نیومده بودن . با خودم فکر کردم چی میشه یه آدم تا هفتاد سالگی ش میره دنبال یه سری آمال و آرزویی که بهشون نمیرسه و میبینه نمیرسه و دست برنمیداره .

چی میشه ما آدما آرزوهایی رو دنبال میکنیم که میدونیم بهشون نمیرسیم ؟ پی چیزایی میریم که میدونیم و حداقل میبینیم که واسمون چیزی نداره . یا حداقل چیزی که میخواهیم و نداره .

شاید واقع بین بودن و از دور نگاه کردن این جاها به دردمون بخوره . به دردمون بخوره که بفهمیم و درک کنیم که باید دست بکشیم از یه سری چیزایی که ازبس تو عمقشونیم نمیتونیم چیزای دیگه رو ببینیم.  نمیتونیم بفهمیم و درک کنیم که زندگی فقط اون چیزی که خودمون به زور تو مخیله مون گنجوندیم نیست.  

باید دست بکشیم.  واقع بین باشیم.  یه سری چیزا تو تقدیرمون نیست و ما نمیتونیم هفتاد سال عمرمونو بزاریم واسه رسیدن به چیزی که آخرم بهش نمیرسیم.  

دست برداریم.  دست بکشیم .


+خنده ی احسان را درین تصویر دوست-__-