فی الواقع

شاید از بزرگ ترین حسرت های زندگی  " بچه های آسمان " گونه است . نه برای کفش و کتانی اش . نه خواهرانه ها و برادرانه هایش ، نه برای اول شدن در یک مسابقه دو و نه هیچ یک و هیچ چیز از حسرت هایی که با دیدن آن فیلم میتوان داشت  .
فکر میکنم حسرت در آن قیلم جایی خوردنی ست که هیچ تلاش برای سوم شدنی ،خیلی  ناگهانی به اول شدن منجر نشود . که هیچ وقت در هیچ کجای زندگی ات هیچ چیز بهتر از حد تصوراتت نشده است . هیچ معجزه ای تو را به خوشی های خارج از ذهنیتت پرت نکرده . هیچ آرزویی زودتر از موعدش به اجابت نرسیده .
هیچ چیز .
هیچ وقت .
هیچ کس .