فی الواقع

من رنگ قرمز و دوست دارم  و تو میدونی که حتی آن شرلی ای هم نیستم که موهام قرمز باشه و من بتونم هر روز با عشق موهای قرمز دلپذیرم و شونه کنم و کیف کنم .
موهام زردیه که دوستش ندارم و نمیخاستم داشته باشمش. من موهام زرده  و زرد و دوست ندارم.زردو دوست ندارم و موهام زرده .
من عاشق لواشکای آلبالو ام و تو کمدم پره از لواشکای زردآلو . من زرد آلو رو دوست ندارم و کمدم پره ازش . من کمدم پره از زرد آلو و زرد آلو  رو دوست ندارم .
  من دوست دارم صبحا ساعت هفت بیدار باشم و نمیشم  . من از ساعت یازده قبل ظهر بدم میاد و هر روز چشمام اون موقه از خواب سیر میشه . من ساعت یازده رو دوس ندارم و هر روز اون موقه بیدار میشم . من هر روز ساعت یازده بیدار میشم و اینو دوست ندارم .
عاشق زندگیای خیابون کناری مونم و اونجا حالم خوب میشه . خیابون خودمونو دوست ندارم و حال خوشی ندارم . من حالم خوش نیست و خیابونمون و دوست ندارم . خیابونمون و دوست ندارم و حالم خوش نیست .
من ترجیهاتم به هر چیزی که نیست هست و به هرچیزی که هست نیست.
بعد
تو
از من چه توقعی داری؟