50_
من هیچ شبی قبل خواب به تو فکر نمیکنم . اما تو توی تموم خوابام هستی . به جور ثبت شده توی ناخودآگاه. یه جوری که دوستش دارم . خیلی ام دوستش دارم .
من هیچ شبی قبل خواب به تو فکر نمیکنم . اما تو توی تموم خوابام هستی . به جور ثبت شده توی ناخودآگاه. یه جوری که دوستش دارم . خیلی ام دوستش دارم .
از فراموش کردن رفاقتایی که خودتون تمومش میکنید حرف نزنید...گله ای هم نکنید.
میخوام ازت بگذرم . تمومت کنم . حتی بهت فکرم نکنم . دست از همه ی به امید تو گفتنام بردارم . سر هیچ دوست داشتنی از تو توی چشمام اشک جمع نشه . فراموشت کنم . بگذرم . به هیچ پنجره ای نگاه نکنم . دل به هیچ پنجره ای نبندم . دل خوشی الکی نداشته باشم . امید الکی نداشته باشم . سرم و بندازم پایین و اول صبحا که پامو میزارم بیرون تو دلم نگم هوامو داشته باش . کوکی که خودم با دستای خودم به مقنعه م بستم و باز کنم . پاره کنم . همه بندای وصل شده از دلم به خودتو باز کنم . من از نذر هر شبم دست برداشتم . دیشب . همین دیشب دست برداشتم. همه وجودم اشگ میریخت و سرم داد میزد که پاشو و لج نکن و نزار این نیمچه بند تازه وصل شده پاره شه . لج کردی باهام و پاره ش کردم . نبودی آخه . جایی که باید میبودی نبودی . جایی که قلبامون درد میگرفت و فکر میکردیم اسمت معجزه میکنه و تو نمیزاری دلی بعد از اسم تو بشکنه . اما شکست. بعد از اسم تو هم شکست . درست همون جاهایی که دلمون خوش بود که تو تنها دستاویز بودی و هیچی غیر تو کافی نبود . قلبامون شکست . درد گرفت. من ازت میگذرم که جلوی چراهای مغزم گردنم و کج نکنم به ندونستن. تو تموم وجودم تمومت میکنم که واسه چراهام دلیل داشته باشم . حداقل بگم چون تمومت کردم این اتفاقا افتاد .چون تموم شدی دیگه پیشم نبودی . نبودی ...نبودی که قلبامون درد میکنه و دیگه هیچ وقت هیچی سر جاش نیست و تو خودتم میدونی که دیگه هیچ وقت هیچی سر جاش نیست و تمام آمال و آرزوهامون دود بدبویی گرفت و رفت هوا . تو میدونی. از اولشم میدونستی. از قبلتراشم میدونستی . میدونستی و کاری نکردی . کاری نکردی .
میگه خدا تو قلبای شکسته س و من نشستم به بند زدن این شکستنیه هزار تکه و برنامه ی دست روی زانوهام و گذاشتن و واسه امیدای دوباره بسته به تو میریزم .
بعد ، تو میدونی که من دیگه هیچی و هیچی و هیچی ندارم غیر همین امیدای بسته به تو؟
میدونی که تو تنها دست آویز منی واسه تموم نیم قدم نیم قدمایی که برداشته میشه ؟ میدونی؟
اگه میدونی که میدونم که میدونی کاری بکن و در گوشم بگو که اشک ریختن و بس کنم .
من از همه ی این آدما بریدم .
از همون وقتی که فهمیدم نمیشه بهشون واسه هیچی تکیه کرد بریدم .
کرم ابریشم که از پیله اش بیرون آید ، دیگر کرم نیست؛ پروانه است رحمان!
+دیالوگ_کتاب قانون